ادبيات فارسي

1. (گزينه 2)؛
اقليم : سرزمين ، كشور

2. (گزينه 3)؛
معني كامل بيت : گل بسيار ارزشمند است و بايد هم نشيني با آن را غنيمت شمرد ( قدر هم نشيني با گل را بايد دانست) چون كه عمر گل كوتاه است و زود از باغ و گلزار سفر مي كند.

3. (گزينه 2)؛
آن چه باعث رهايي كرم است، مرگ مي باشد، بنابراين معني داده شده كاملاً نادرست است.
كرم مي گويد من يا با مرگ بايد از اين پيله رها شوم يا اين كه تبديل به پروانه شوم و از اين حبس و زندان نجات يابم.


4. (گزينه 1)؛
سه گزينه ي ديگر بر اتحاد و يكپارچگي چشمه ها تأكيد دارند و متحد بودن را توصيه مي كنند، اما گزينه 1 داراي چنين مفهومي نيست.

5. (گزينه 4)؛
قطعه را غالباً براي پند و اندرز و بيان نكات اخلاقي استفاده مي كنند.

6. (گزينه 3)؛
نور ، همانند انساني مي باشد كه كاسه هاي مسي را مي نوازد( مورد لطف و نوازش قرار مي دهد) مي دانيم كه نسبت دادن حالات و رفتار انسان به اشيا( غيرانسان) را آدم نمايي مي گويند.

7. (گزينه 4) ؛
حافظ در شيراز به تحصيل علوم و مطالعه ي قوانين ادب و ديوان شاعران پرداخت و چون قرآن را از برداشت؛ «حافظ» تخلص گرفت.

8. (گزينه 2)؛
«درة التّاج» كتابي است به زبان فارسي ، تأليف قطب الدين محمود شيرازي و شامل بسياري از علوم، مانند طبيعي، رياضي، اصول و فروع دين است.

9.(گزينه 4)؛
املاي درست كلمات ، حاوي ، اتلاف و راغب مي باشد.

10. (گزينه 3)؛
املاي درست كلمه ، غژغژ است.

11. (گزينه 3)
جام «موصوف» عقيقي «صفت»؛ آسان ترين راه شناخت تركيب وصفي به شكل زير مي باشد:
در جمله ي بالا ما به جاي كسره، علامت «،»مي گذاريم و در آخر تركيب فعل اسنادي «است » مي آوريم تا اين كه يك جمله ي اسنادي داراي مفهوم درست شود؛ اگر جمله ي مورد نظر داراي مفهوم بود آن تركيب ، وصفي است.


12. (گزينه 4)؛
«عاقبت » يك تك واژه ساده و مستقل است و از اجزاي مختلفي ساخته نشده است. ديگر گزينه ها:
شدن --> شد + ن / پيادگي --> پياده + ي / شمارش --> شمار + ش


13. (گزينه 1)؛
نشانه هاي جمع «ان» ، «ها» و «ي» نكره و «تر» صفت ساز، اسم مشتق نمي سازند، اما گزينه هاي ديگر به شكل زير ساخته شده اند : هزار + ه / رفت + ار / خند + ه

14. (گزينه 4)؛
نرم نرمك بوي سرسبزي علفزاران در آسمان پيچيد

15. (گزينه 3)؛
گروه كه نشانه ي جمع ندارد ، چون بر بيش از يك نفر دلالت دارد اسم جمع مي باشد، مفرد طوايف و قبايل كه طايفه و قبيله مي باشد، اسم جمع هستند.  

 

 

ديني و قرآن

16. (گزينه 3)؛
كساني كه راه خير و شر را به انسان ها نشان مي دهند و از آينده ي او در جهان آخرت آگاه اند، پيامبران هستند. خداي متعال پيامبران را براي هدايت انسان ها فرستاده است.

17. (گزينه 2)؛
در طول تاريخ هزاران پيامبر از جانب خدا آمده اند، عده اي از آنان دين و شريعت داشته اند، مانند حضرت نوح، حضرت ابراهيم، حضرت موسي ، حضرت عيسي و حضرت محمد(ص) كه به اين پيامبران اولوالعزم گويند.

18. (گزينه 2)؛
پيامبران از جهت جسم و تن همانند ديگر انسان ها هستند، آنان غذا مي خورند، سخن مي گويند،... اما از جنبه ي روح و نفس، درك حقايق و معارف دين، نسبت به انسان هاي ديگر در مراتب بالاتر هستند. روح و جانشان آن قدر پاك، با صفا و نوراني است كه مي توانند با خداي جهان آفرين ارتباط برقرار سازند و حقايق و معارف جهان غيب را دريافت كنند.

19. (گزينه 4)؛
دوازده نفري كه براي ديدار پيامبر به «عقبه» آمده بودند، پس از مدتي كه به مدينه بازگشتند براي پيامبر (ص) نامه نوشتند و از پيامبر(ص) خواسند فردي را به سوي آنان بفرستد تا اسلام و معارف قرآن را به آنان بياموزد، پيامبر(ص) هم «مصعب» را كه جواني شايسته و آراسته بود، به يثرب اعزام كرد.

20. (گزينه 2)؛


21. (گزينه 2)؛
مسلمانان كه از شدت رنج و شكنجه در فشار و سختي فراواني بودند، از رسول خدا چاره خواستند و رسول خدا به مسلمانان امر فرمود كه اختفاي كامل، دور از چشم مشركان به سوي يثرب هجرت كنند.

22. (گزينه 1)؛
مشركان در جلسه اي كه تشكيل داده بودند تصميم گرفتند كه از هرقبيله يك نفر را انتخاب كنند و به طور دسته جمعي و مخفيانه به خانه ي پيامبر(ص) حمله كنند و او را در بسترش قطعه قطعه سازند، به اين ترتيب بني هاشم نمي تواند قاتلان را شناسايي كند.

23. (گزينه4 )؛


24. (گزينه 4)،
حركت زمين به دور خودش باعث پيدايش شب و روز، حركت ماه به دور زمين باعث پيدايش يك ماه و حركت زمين به دور خورشيد باعث پيدايش يك سال مي شود.

25. (گزينه 3)؛
 

 

 

عربي

26. (گزينه ي 1)؛
الهي : خدايا ؛ عبد : بنده ، ضعيف : ناتوان

27.(گزينه 4)؛


28.(گزينه 2) ،
كلمه ي استفهامي «متي» براي جملات پرسشي، كه مربوط به زمان است، استفاده مي شود. ترجمه ي عبارت :«مي گويند: اين عده چه وقت خواهد بود؟»

29. (گزينه 3) ؛
كلمه ي محدد به معناي «معين» مي باشد

30. (گزينه 4)؛
هر گاه سومين حرف فعل مضارع (لام الفعل)، حركت «ضمه» داشته باشد، همزه ي امر آن نيز ضمه مي گيرد.
تَنْصُرٌ --> نْصُرُ – نصُر --> أنصُر.


31. (گزينه 3) ؛
فعل ، ماضي و مخاطب است، بنابراين مي توان از صيغه هاي مفرد مذكر مخاطب يا مفرد مؤنث مخاطب استفاده نمود. يعني «هل قرأتِ هذا الكتاب؟» نيز مي تواند پاسخ پرسش باشد.

32. (گزينه 4)؛
در ساختن فعل امري كه آخر آن به «نون» ختم مي شود، به جاي گذاشتن ساكن بايد «نون» را حذف كنيم :
تكْتبينَ --> كْتبينَ --> كتُبي --> أكْتبي.


33. (گزينه ي 3) ؛
براي ساختن فعل امر، بايد از 6 صيغه فعل مخاطب استفاده نمود.
گزينه 1 «اسمعي » فعل امر مفرد مؤنث مخاطب است.
گزينه 2 «ترجعين» فعل مفرد مؤنث مخاطب است.
گزينه 4 «لا يكتُب» فعل نهي مفرد مذكر غايب مي باشد


34. (گزينه 2)؛
چيره : قاهر؛ چراندن : سرْح

35. (گزينه 4) :
ترجمه عبارت : براي چه سجده مي كني؟ براي شكر  

 

تاريخ

36. (گزينه 3)؛
به موجب اين قرارداد، بعضي شهرهاي ايران چون باكو و گنجه به ورسيه واگذار شد.

37. (گزينه 4)؛


38. (گزينه 4) ؛


39. (گزينه 1)؛
پس از قتل آقا محمدخان و پراكنده شدن سپاهيان و فرماندهان او، برادر زاده اش فتحعلي خان خود را از شيراز به تهران رسانيد و بر تخت نشست.

40 . (گزينه 3)؛
عهد نامه ي «مفصل» بين فتحعلي شاه و دولت انگستان به امضا رسيد كه بر طبق آن ايران متعهد شد كه انگلستان را در حفظ هندوستان ياري كند و در عوض كمك هاي مالي ونظامي از انگلستان دريافت دارد.

41.(گزينه 2)؛
بر اثر سياست هاي نادرست دولت قاجار، سپاه ايران از روسيه شكست خورد و نتيجه ي اين شكست امضاي قرار داد «تركمانچاي» بود كه ضمن آن، ايران در نواحي ارمنستان و آذربايجان به تصرف روسيه در آمد.

42. (گزينه 2)؛
انگليسي ها چون از مخالفت با محاصره ي هرات نتيجه اي نگرفتند، تهديد كردند كه اگر شاه دست از محاصره ي هرات برندارد به جنوب ايران حمله خواهند كرد.

43. (گزينه 4)؛
در زمان ناصرالدين شاه بود كه افغانستان از ايران جدا شد و به چنگ انگليسي ها افتاد

44. (گزينه 4)؛


45.(گزينه 2)؛
روزنامه ي «وقايع اتفاقيه» توسط ميرزا تقي خان فراهاني (اميركبير) منتشر شد.  

 

 

جغرافيا

46. (گزينه 3)؛


47. (گزينه 2)؛


48. (گزينه 2)؛
موادي كه از آتش فشان ها خارج و در سطح زمين جاري مي شوند، به «گدازه» يا «روانه» موسوم اند. از دهانه ي آتش فشان هاي فعال، بمب هاي آتش فشاني، خاكستر و ابرهاي غليظ گوگردي به همراه بخار آب خارج مي شوند.

49. (گزينه 3)؛
گاهي قطعاتي از پوسته زمين دچار شكستگي هاي بزرگ و كوچك مي شود كه به آن ها گسل مي گويند و بالا آمدن بخشي از زمين در امتداد اين گسل ها سبب پيدايش كوه مي شود.

50 . (گزينه 2)؛
ميزان نفوذ پذيري آب در زمين، به جنس زمين و شيب آن بستگي دارد.

51. (گزينه 4)؛
در بيابان در طول روز، خورشيد مي تابد و سنگ ها را بسيار گرم مي كند و با غروب خورشيد در شب، هوا به سرعت سرد مي شود كه باعث سرد شدن ناگهاني سنگ ها مي شود و اين گرم و سرد شدن، باعث انبساط و انقباض سنگ ها و در نتيجه ، تخريب آن ها مي شود.

52. (گزينه ي 3)؛
برخي از كوه ها به علت بيرون ريختن مواد مذاب درون زمين (ماگما) ايجاد شده اند. اين مواد از طريق درزها و شكاف هايي كه در پوسته ي زمين وجود دارد خود را به سطح زمين مي رسانند. كوه دماوند در رشته كوه البرز به اين ترتيب به وجود آمده است.

53. (گزينه 4)؛
در نواحي كوهستاني عواملي چون يخچال ها، باد، باران ، آب هاي جاري و تغييرات دما چهره ي كوهستان را تغيير مي دهند.

54. (گزينه 1)؛
به چين خوردگي به سمت بالا طاقديس مي گويند.

55. (گزينه 4)؛
آتش فشان هاي غيرفعال فعاليتي ندارند، گاهي اوقات بخارهاي گوگردي ازدهانه و يا منافذ آن خارج مي شود و در اطراف آن ها چشمه هاي آب گرم وجود دارد.  

 

 

تعليمات اجتماعي

56. (گزينه 2) ؛
به «بايدها» و «نبايدهاي»روزمره كه به رفتار ما جهت مي دهند، «هنجار» مي گويند. نوع ديگري از هنجار وجود دارد كه توسط حكومت به وجود مي آيد؛يعني حكومت از طريق مجلس قانون گذاري يا از راه هاي ديگر، «بايدها» و «نبايدها» يي را تعيين مي كند و آن ها را براي رعايت و اجرا به افراد جامعه و مؤسسات مختلف ابلاغ مي كند، به اين نوع هنجارها «قانون» گفته مي شود.

57. (گزينه 3)؛
در حكومت الهي، فرد يا گروهي به نمايندگي از طرف مردم، طبق دستورات و قوانين الهي برآنان حكومت مي كند. در اين نوع حكومت، فرد يا گروه حاكم بر مردم نه بر اساس تشخيص خود، بلكه بر پايه ي دستورات الهي، به تعاليم پيامبران و اولياي خدا عمل مي كند.

58. (گزينه 2)
تفاوت در حكومت ها، به تفاوت در دين، فرهنگ و تاريخ هر كشور بستگي دارد

59. (گزينه 3)؛
در حكومت الهي فرد يا گروه حاكم بر مردم، نه بر اساس تشخيص خود، بلكه بر پايه ي دستورات الهي، تعاليم پيامبران و اولياي خدا عمل مي كند. در حكومت الهي، هدف اصلي، رشد و سعادت مردم است.

60. (گزينه 4)؛
مهم ترين ركن حكومت اسلامي، فقيه عادل، ملع از امور زمان و سياستمدار است، و با اختياراتي كه قانون اساسي به او مي دهد مي تواند بر كار سه قوه ي ديگر نظارت كند.

61. (گزينه 3)؛
نظارت بر صلاحيت نامزدها و درست برگزار شدن انتخابات بر عهده ي شوراي نگهبان مي باشد.

62. (گزينه 3) ؛
قوه ي مجريه مسؤوليت اجراي قوانين را برعهده دارد و از دولت و سازان هايي كه تحت نظر دولت به اجراي قوانين مي پردازند، تشكيل مي شود.

63. (گزينه 1) ؛
يكي از مهم ترين ملاك هاي طبقه بندي نوع حكومت ، ميزان توجه به قوانين الهي است. بر اين اساس، حكومت ها را مي توان به دو دسته ي عمده تقسيم كرد: حكومت الهي و حكومت غيرالهي.

64. (گزينه 2) ؛
در كشور ما از ديرباز، حكومت يك شخص بر مردم برقرار بود. شاهان بر جان و مال و ناموس مردم تسلط داشتند و هر چه مي خواستند انجام مي دادند و قانون نيز همان اراده ي شاهان بود.

65. (گزينه 4)؛
مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان دو ركن «قوه ي مقننه» هستند، اعضاي شوراي نگهبان از شش نفر فقيه منتخب رهبري و شش نفر حقوق دان تشكيل مي شود.  

 

 

زبان انگليسي

66. (گزينه 2)؛
در صورت پرسش ؛از ضمير اشاره those استفاده شده است، بنابراين چون در پرسش دوري يا نزديكي پرسش كننده و پاسخ دهنده نسبت به شكل مشخص نشده است، پاسخ را نيز با ضمير اشاره ي those شروع مي كنيم. These و those ضماير اشاره ي جمع هستند؛بنابراين براي آن ها فعل به صورت جمع مي آيد. هم چنين چون«چند درخت» در شكل وجود دارد ، بايد كلمه ي tree را به صورت جمع بياوريم، بنابراين پاسخ به صورت : Those are trees خواهد بود.

67. (گزينه 2)؛
فرمول ساخت چنين جمله ايي به شكل زير است:
اسم + صفت + (حرف تعريف) + صيغه اي از فعل
tobe+ ضمير اشاره يا صفت + صيغه اي از فعل tobe+ اسم + ضمير اشاره

68. (گزينه 3)؛
از شكل پيداست كه كتاب متعلق به «پروين» است؛ بنابراين :

That is parvins book.


دقت كنيد كه در كاربرد «
s» براي نشان دادن مالكيت «'s» به كلمه ي نشان دهنده ي مالك اضافه مي شود

69.(گزينه ي 2)؛
در يك تركيب وصفي، ابتدا صفت و سپس موضوف را مي آوريم.

70. (گزينه ي 1)؛
املاي درست به صورت look like به معني «شبيه بودن» مي باشد.

71. (گزينه 3)؛
تلفظ حرف y در country , baby, happy به صورت /I/ و در sky به صورت /aI/ مي باشد.

Dear Maryam
Thanks for your nice picture.
It is very beautiful
Your friend
Zahra

مي دانيم كه«Dear» به معني «عزيز» است و در ضمن بد نيست بدانيم كه «Deer» به معني «آهو» مي باشد.

73. (گزينه 1) ؛
بعد از قيود always , after, never و .... فعل بدون تغيير مي آيد، يعني براي سوم شخص فعل بايد s يا es بگيرد؛ بنابراين جمله ي درست بدين صورت است

74. (گزينه 2)؛
ضمير مفعولي براي them your sister مي باشد.( سوم شخص جمع)

75.(گزينه 3) ؛
قيدهايي مانند