|
1.(گزينه 3) ؛
هر گاه فعل «كرد» به معني «ساخت» و «به وجود آورد» به كار رود، به تنهايي
فعل است.
مثال : گفت آن روز كه اين گنبد مينا مي كرد «مي كرد» به معني مي ساخت مي باشد،
به تنهايي فعل ساده مي باشد.
2. (گزينه ي 1) ؛
«بعد از» حرف اضافه ي مركب مي باشد و كلمه ي «خداي » متمم است. كلمه ي «بي
دولت» در اين جا صفت مي باشد كه به جاي اسم آمده است، بنابراين ، تصوراينكه
«بي» حرف اضافه و «دولت» متمم هستند، نادرست مي باشد.
بي دولت --> نهاد
مصراع دوم از دو جمله تشكيل شده كه فعل «است» محذوف مي باشد، بي دولت آن
(است) كه بر همه هيچ اختيار كرد.
3.(گزينه 4) ؛
خواجه عبدالله انصاري به دو زبان فارسي و عربي شعر مي گفت . آوردن نثر مسجع
در گزينه ي 4 ذهن دانش آموز را از كلمه ي «عربي» دور مي كند. چون كه در كتاب
آمده، خواجه در نثر مسجع تبحر دارد. ولي خواجه با زبان عربي هم شعر مي سرود.
4. (گزينه 4)؛
كلمه هاي سجع در گزينه ي 4، راه و چاه مي باشد.
گزينه هاي 1،2،3 از امام محمد غزالي ، دانشمند قرن پنجم انتخاب شد تا اين كه
دانش آموز در انتخاب سجع دچار ترديد شود اما سجع در عبارتي مي آيد كه داراي
دو جمله مي باشد و همانند قافيه داراي آهنگ و حروف مشترك باشد.
5.(گزينه 2) ؛
اگر به آخرتركيبي «تر» اضافه كنيم و معني بدهد، تركيبي وصفي است در غير اين
صورت تركيب اضافي است.
دولت استعمارگر --> تركيب وصفي . زورگو + تر --> زورگوتر --> تركيب
وصفي ننگين + تر ننگين تر --> تركيب وصفي
در گزينه 2 تركيب تركيب وصفي وجود ندارد.
6.(گزينه 3) ؛
املاي درست كلمات به صورت «عظيم، امور و علما» مي باشد.
7.(گزينه 3) ؛
اين شعر را خانم فاطمه راكعي در سوگ امام خميني (ره) سرود. «مردي» در اين جا
اشاره به امام خميني (ره) است، كه مردم را به سوي آزادي هدايت كرد. گزينه 1
نادرست است، زيرا متن شعر به زمان حال اشاره دارد و كاملاً آشكار است كه
براي رحلت امام (ره) سروده شده است.
گزينه 2 نادرست است، زيرا حضرت مهدي (عج) هنوز ظهور نكرده است تا مردم را از
دست ظلم و ستم نجات دهد.
گزينه 4 نادرست است ، از آن جايي كه حضرت محمد(ص) انسان هاي در بند را نجات
داده، آن ها را آزاد گردانيد. اين بيت در ذهن تداعي مي باشد. اما متن شعر
درباره امام (ره) است و اين شك و شبهه را برطرف مي كند.
8. (گزينه 3) ؛
املاي درست --> منحوس
9. (گزينه 3) ؛
«دور انديش» يعني، كسي كه به آينده فكر مي كند و آينده نگر است. گزينه 2
نادرست است، زيرا مي توان عاقل بودن را به دورانديشي نسبت داد اما مفهومي كه
وجود دارد، همان آينده نگري است.
10 . (گزينه 2) ؛
11. (گزينه 1)
؛ خواجه عبدا... و امام محمد غزالي در قرن
پنجم و عبيد زاكاني در قرن هشتم زندگي مي كردند.
12. (گزينه 2)؛
13.(گزينه 4)؛
آسان ترين راه شناخت موصوف و صفت آن است كه به آخر تركيب «تر» اضافه كنيم،
اگر معني بدهد تركيب وصفي و در غير اين صورت تركيب اضافي است.
مثال ميراث گرانبها + تر --> ميراث گرانبهاتر --> تركيب وصفي
صفت كلمه اي است كه يكي از ويژگي هاي اسم مانند : بزرگي و كوچكي، نرمي و
زبري، بو، مزه ، شكل و .... را بيان مي كند. اسمي كه صفتي براي آن ذكر مي
شود موصوف نام دارد.
14. (گزينه 4) ؛
هر گاه حرف «تا» مسافت و زمان را مشخص كند، حرف اضافه است، از اين جا تا
شيراز ........
اگر دو جمله را به هم ربط دهد، حرف ربط است : به خانه رفتم تا برادرم را
ببينم.
15. (گزينه3 ) ؛
فعل گشت در اين مصراع به عنوان فعل ربطي (اسنادي) مي باشد و اگر به اول فعل
ربطي «چي؟» يا «چگونه؟» اضافه كنيم، مسند به دست مي آيد، چي گشت -->
غمناك --> مسند
16. (گزينه 1) ؛
در برهان عليت نظم و هماهنگي ميان پديده هاي اين جهان نمي نگريم، بلكه به
ذات و هستي پديده ها و نياز ويژه اي كه هر پديده به علت دارد نظر مي كنيم.
17. (گزينه 2) ؛
جهان آفرينش مجموعه اي منظم و هماهنگ است و چون هر مجموعه ي منظم و هماهنگ
ساخته ي سازنده ي دانا و تواناست، پس اين جهان نيز مخلوق آفريدگاري دانا و
تواناست.
18. (گزينه 1) ؛
معني آيه : «پروردگار شما همان پروردگار آسمان ها و زمين است و آن ها را
پديد آورده است».
19. (گزينه 4)؛
چون انسان قانون عليت را پذيرفته است، از هر علتي پديده هاي خاص و معلول
معيني را انتظار دارد مثلاً از طول خورشيد انتظار نوردارد و .....
20 . (گزينه 2) ؛
بين علت و معلول ارتباط كاملي برقرار است و تا علت نباشد معلول پديد نمي آيد
و ارتباط مخصوصي كه بين علت و معلول در نتيجه كارهاي ما برقرار است ، عليت
نام دارد.
21. (گزينه 1)؛
گزينه 1 علتي (قوه ي جاذبه) بيان شده كه افتادن سيب، معلول آن مي باشد، ولي
گزينه هاي ديگر معلول. علتي مي باشند، مثال : گرم شدن ديوار بر اثر آتش پشت
آن و حركت برگ بر اثر باد.
22. (گزينه 4)؛
خداوند در قرآن مي فرمايد: «قرآن كتابي است كه آن را بر تو (اي پيامبر) نازل
كرديم تا به وسيله ي آن مردم از تاريكي ها به سوي نور و روشنايي بيرون بري».
23. (گزينه3) ؛
فراگرفتن زبان عربي از اين جهت بسيار اهميت دارد كه خود يكي از عوامل اتحاد
و همبستگي و ارتباط ميان مسلمانان است و مي توان آن را زبان دوم آنان به
حساب آورد.
24. (گزينه 2)؛
براي بهره مند شدن هر چه بيشتر از قرآن كريم شايسته است برنامه اي مرتب براي
خواندن آيات قرآن و فهم معاني آن داشته باشيم.
25. (گزينه ي 3)؛
قرآن همان ريسمان الهي است كه ارتباط انسان با خدا به آن وابسته است.
26. (گزينه 3)؛
«وَجَدتُ» به معني «يافتم» و «يسجدون» به معني «سجده مي كنند» و « من دون
الله» به معني « به جاي خداوند» مي باشد.
27. (گزينه 2)؛
28.(گزينه 4)؛
29.(گزينه 3) ؛
كلمه ي «تحْكُمُ» به معني «حكومت مي كند» مي باشد.
30.(گزينه 4)؛
«ستم كردم» فعل ماضي «متكلم وحده» و «گفت» فعل ماضي «مفرد مذكر غائب» مي
باشد.
31. (گزينه 2)؛
با توجه به «كاشفات» كه جمع مؤنث مي باشد، بايد ضمير «هنّ» يا «انتنّ»
انتخاب شود.
32. (گزينه 1)؛
علامت فعل مضارع «ي،ت،ان» مي باشد.
33. (گزينه2)؛
در رأس دولت صفوي ، پادشاه قرار داشت. بعد از پادشاه صدر اعظم بود كه
اعتمادالدوله ناميده شد.
34. (گزينه 2)؛
شاه اسماعيل به تدريج سراسر ايران را تصرف كرد، سپس با رسمي كردن مذهب شيعه
و سركوب مخالفان داخلي و دشمنان خارجي حكومتي قوي به وجود آورد.
35. (گزينه 2)؛
اوضاع كشور پس از انقراض دولت تيموريان بسيارآشفته و پريشان بود. در كنار
ناامني ها و آشوب ها، ميان مردم نيز تفرقه ي شديدي وجود داشت كه يكي از
دلايل آن اختلافات مذهبي بود. زيرا در آن زمان مذهب رسمي در كشور وجود
نداشت.
36. (گزينه 1)؛
مهم ترين صادرات ايران ابريشم، گلاب، قالي و خشكبار بود كه در مقابل اسلحه و
برخي كالاهاي ديگر به ايران وارد مي شد.
37.(گزينه 2)؛
براي مشاهد هي دقيق تر موضوعات جغرافيايي از وسيله اي استفاده مي كنيم كه در
آموختن جغرافيا اهميت بسيار زيادي دارد، اين وسيله نقشه نام دارد.
38. (گزينه 4)؛
در مقياس كسري، هر چه مخرج كسر بزرگتر باشد، آن كسر كوچك تر است و برعكس.
مثلاً مقياس از مقياس كوچك تر است.
39. (گزينه 3) ؛
ابزاري كه فهم موضوعات جغرافيايي را براي ما آسان مي كنند، مدل جغرافيايي
نام دارند و از معروف ترين مدل ها «ميزشن» نام دارد.
40. (گزينه 2)؛
در گذشته برخي از نيازهاي انسان در محيط خانواده تأمين مي شد و مردم از راه
داد و ستد از خدمات يك ديگر بهره مند مي شدند. ولي امروزه مؤسسه هاي اجتماعي
بسياري از نيازهاي انسان را رفع مي كنند.
41. (گزينه 2)؛
همه مؤسسات به يكديگر وابستگي متقابل دارند و به دنبال يك هدف مشترك هستند و
آن ، رفع نيازهاي جامعه است.
42. (گزينه 3)؛
عوامل مورد نياز در هر جامعه براي برقراري نظم و هماهنگي ، عبارت اند از :
1. همه ي مؤسسات به طور هماهنگ با يكديگر كار كنند
2. مردم و مؤسسات قوانين و مقررات را رعايت كنند
3. هر كس به وظايف خود عمل كند
43. (گزينه 2) ؛
معني جمله : آيا آن ها كتاب هاي من هستند؟ بله آن ها كتاب هاي شما هستند.
44. (گزينه 4)؛
معني جمله :
a) شما چه زماني مطالعه مي كنيد؟روزهاي پنج شنبه و جمعه
b) شما كجا مطالعه مي كنيد؟ در اتاقم
45. (گزينه 1)؛
براي كلماتي كه اول آنها با حروف صدادار(a,e,I,o,u) آغاز مي شود از حرف تعريف an استفاده مي كنيم و براي ديگر كلمات حرف تعريف a مي آوريم.
معني جمله : اين يك سيب است.
46.(گزينه 4)؛
سه گزينه 1و2و3 همگي از نسبت هاي خانوادگي مي باشند، در صورتي كه family خود به معناي خانواده است.
47. (گزينه 3) ؛
با توجه به قيد جمله از زمان حال استمراري استفاده مي كنيم. معني جمله : من
در حال حاضر انگليسي تمرين مي كنم.
48. (گزينه 4) ؛
معني جمله : آن ها چه كاري انجام مي دهند؟آن ها در حال تماشا كردن تلويزيون
هستند.
49. (گزينه 1)؛
در جالي خالي اول با توجه به قيد جمله، فعل به شكل حال ساده مي باشد. در جاي
خالي دوم با توجه به قيد جمله ، فعل به صورت حال استمراري مي باشد. معني
جمله : آيا او هر روز فوتبال بازي مي كند؟
نه او روزهاي يكشنبه و چهارشنبه فوتبال بازي مي كند.
او الان در حال بازي است.
50. (گزينه ي 2) ؛
براي اسامي جمع و ضماير «I,you,They» از «do» و براي اسامي و ضماير سوم شخص «she,he» از «does» استفاده مي كنيم.
معني جمله : آن دانش آموزان پنج شنبه به مدرسه نمي روند.
51. (گزينه 2)؛
|